ابهام و تاریکی باعث میشود هرکس از ظن خود مفاهیم را تعریف نماید.وقتی نتوانستیم منظورمان را در قالب کلمات به دیگران برسانیم آنگاه گفتگو به بن بست میرسد، زیرا مراد گوینده از مفهوم خوب و بد، چیز دیگری است و شنونده آن را به نحوه ی دیگری تفسیر میکند؛ از این رو به نحو مختصر به مفهوم شناسی پرداخته میشود تا از سوءتفاهم احتمالی جلوگیری گردد، اما قبل از آن ضرورت دارد حساب دو مفهوم را در همین ابتدای راه از یکدیگر جدا کنیم و آنها را با هم مخلوط نکنیم: اولاً مفهوم زیبایی و زشتی و ثانیاً مفهوم خوبی و بدی.کلمات خوب و بد با کلمات زشت و زیبا از نظر دستوری و معنایی متفاوت هستند.گاهی میگوییم این درخت، این لباس، این انسان و یا این موسیقی زیبا (و یا زشت) است. اما گاهی میگوییم این لباس، این انسان و این موسیقی خوب و یا بد است. ما هر لباسی را که زیبا میدانیم در هر شرایطی نمی پوشیم و معتقدیم لباس باید با جلسه ای که میرویم مناسبت داشته باشد. لباس مدرسه را در مهمانی و لباس مهمانی را در مدرسه به تن نمیکنیم، بنابراین با این کارمان می خواهیم بگوییم ممکن است این لباس زیبا باشد امّا پوشیدن آن در فلان جلسه خوب نیست؛ درست مانند آن است که کسی در مرگ عزیزش پیراهن بسیار زیبای گلبهی و رنگارنگش را بپوشد، آن پیراهن زیبا است اما پوشیدنش در آن زمان بد است.منظور نویسنده در کل کتاب بد و خوبی موسیقی است نه زشتی و زیبایی آن،چون زشتی و زیبایی سلیقه ای است اما بد و خوب بودن تخصصی است.مفاهیم زیبایی و زشتی - خوب و بد (گر چه تفاوت هایی دارند) امّا از یک نظر به هم نزدیک میشوند. هر دوی این واژه ها کم و بیش ذهنی و نظری و در نهایت نسبی به نظر میرسند. به تعبیر دقیق و فنی، این مفاهیم عینیّت خارجی ندارند. یعنی زیبایی و خوبی و یا زشتی
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: کیان فرهادی
تاريخ: شنبه
8 بهمن
1401 ساعت: 11:57